در بخش پیشین پیرامون ضرورت و مشروعیت حکومت از نگاه قرآن گفتگو کردیم و به آیات چندی نیز تمسک نمودیم. اینک در ادامه آن مباحث پیرامون روایات مرتبط با ضرورت حکومت سخن خواهیم گفت و به مخالفین مسأله ضرورت حکومت نیز اشارتی می نماییم.
دکتر طاهايي (ادامه داد:) نبي در فرايند تلقّي وحي گرچه از بشريّت خود منسلخ نميشود ليک از هر لايه و حجاب زماني و مکاني و رنگها و نقشها که مانع شهود راستين حقيقت پيام ميگردد منسلخ ميگردد. بلکه رسول خاتم خود به تنهايي کلّ زمان و کلّ مکان است. اگر او در قرن ششم و در حجاز است، فرا زمان و فرا مکاني است که در بستر زمان و مکان جاي گرفته.
دکتر طاهايي: ( ايشان با لبخندي تلخ، نگاههاي کنجکاوانه آقاي راميار، لبخندهاي زيرکانه آقاي جمشيدي، و اشارتهاي موذيانه آقاي آرمسترانگ را بدرقه کرد و با آهي که از نهادي افسرده و دلي خسته بر ميخواست چنين آغاز کرد:) اگر قرآن امروزه زبان گشايد شايد چيزي گويد شبيه سخن مولوي آنجا که ميآورد:
من بهر جمعيّتـــــــي نالان شدم جفت بدحالان و خوش حالان شدم
هر کسي از ظـــنّ خود شد يار من از درون مــــــن نجست اسرار من
سرّ مـــن از نـالـــه من دور نيست ليک چشم و گوش را آن نور نيست
تن زجان و جان ز تن مستور نيست ليک کس را ديد جان دستور نيست
در چهره مه رویان انوار تو میبیـــــنم در لعل گهر باران گفتار تو میبینم
هرجا که روم نالم چون بلبل شوریده سرتاسر عالم را گلزار تو میبینم
گفتگويي است خواندني در قالب يک مناظره مجازي، پيرامون وحيانيت الفاظ قرآن با رويکرد نقد آراء سروش. این مقاله از سه بخش تشکیل یافته. در بخش نخست پنج نظريه پيرامون وحيانيت قرآن ارائه مي شود و در بخش های بعدی تمامي آنها به سلّابه نقد آويخته می شوند و در نهايت وحیانیت الفاظ قرآن اثبات مي شود.
هماره آدمي از خود پرسيده چه ارتباطي ميان لفظ و معنا نهفته است که موجب انتقال ذهن از لفظ به معنا مي شود. وانگهي از ارتباط از کجا پديد آمده است. در فصل پيش پيرامون سؤال نخست گفتگو نموديم اينک به بررسي سؤال دوّم مي پردازيم.
اين بخش پيرامون ضرورت و مشروعیت حکومت ديني و ادله عقلي و قرآني آن گرد آمده است. ادله روائي را به بخش ديگر وا ميگذاريم.